می توانی به من کمک کنی مادر؟

می توانی به من کمک کنی مادر؟

نوشته: گِری نیکلاس

ترجمه: صفر حبیبی (چهارشنبه 4/6/1383)

 

 برف زیادی باریده بود برای همین نتوانسته بودم زود به کودکستان بروم و پسرم «دوگ» را را بیاورم. اما واقعیت این بود که من وقت زیادی را صرف مطالعه برای امتحان روانشناسی کرده بودم.

ـ «مامان! باز دیر کردی!»

ـ «متأسفم عزیزم. متشکرم که خیلی با حوصله و صبور هستی.» اما او گفته های مرا نفهمید ... (بقیه در ادامه مطلب)


با اجازه عادل خان یه تبلیغ هم می ذارم

گردهمایی بزرگ

اصول گرایان مشکین شهر

زمان: 26 مرداد ساعت 17

مکان: تالار اندیشه اداره ارشاد